|
اينك محمّد(ص)آن خاتم النّبي ، دربازگشت ازسفركوي دوست ، مسرورگشته ازرسالت انجام گشته اش ! انوارعشق فكنده ست به جانش شراره ها ، تاكهكشان عشق رابه پايان رسانده است ! درياي بي كرانه ي عشق درتلاطم است ، آري افق درانتظار حادثه اي ديگراست ! دردشت باوسعت غدير ، در ژرفاي شراره ي سوزان مهر ، ده ها هزار زائر برگشته ازخانه ي خدا ، باقلبي مملو ازمحبّت و صفا ستاده است ! دراوج گرمي اين كاروان رسته از نفاق ، باران عشق جاودانه ي هستي رسيد ! ازسوي حضرت حق آمد اين ندا : ياايّهاالرّسول ... آيات عشق راچه زيبا بيان كرده اي به خلق ، امّااساس استوار رسالت تمام نيست ! اي بنده وفرمانبرم اي رسول ، ابلاغ كن پيام مارابه خلق ، تعيين كن رهبر امّت پس ازخودت ؛ ركن عظيم مذهب عشاق امامت است ! اينك به احمد(ص)آن خاتم النّبي ، درساحل بي كرانه ي درياي عشق ، دراوّلين مجال پس ازآن سفر، فرمان رسيده كه رساند به گوش خلق ، والاترين نكته زاكمال دين ! درآن فضاي روحاني غدير، احمد(ص)زجهازشتران منبري بساخت ، عشاق زرايحه ي احمدي مست مست ، درحيرتند كه فرمان حق چه بوده است ! خورشيد به مسند منبر نشست ! حالا همه منتظرنطق احمدند ؛ آن گاه رسول ، بانام دوست ، دادبه گفتارخود جلا ، دست علي(ع) شجاع ترين فردمسلمين ، بگرفت و به بالاي سررساند ، باآن شميم قدسي آن باغبان عشق ، گل واژه ي " من كنت مولاه " به لبش نشست ! فرمودكه بعد ازنبي : اين رهبرشماست ! اين رهبري است كه فقط مظهرخداست ! اين رهبري است كه سرچشمه فضيلت است ! اين گونه گلبن پاك ولايت شكفته شد ، تاهركه بود ، اين چشمه ي زلال معرفت را شناخت ! الحق كه شايسته تر از او كسي نبود ، زيرا كه دامان كهنسال قرن ها ، هرگز چنين نشان عدالت نزاده است ! اينك غدير : اين چشمه جوشان عشق ، يادآور آن روزباشكوه ست ! اينك غدير : درگوش ما ، تكرار مي كند : درس عشق را ! ... پايان اين چكامه نشان از بضاعت " تنها " ست ، اي عاشقان : اين چشمه تا ابدجاري است ! . تنها - 10/ 09/1387
نوشته شده توسط تنها تاريخ چهارشنبه 27 آذر1387
و ساعت 21:23
|+|
|
|