|
مرا كه دانه اشك است دانه لازم نيست به ناله انس گرفتم ، ترانه لازم نيست ز اشك ديده به خاك خرابه بنوشم به طفل خانه به دوش ، آشيانه لازم نيست نشان آبله و سنگ و كعب نى كافى است دگر به لاله رويم نشانه لازم نيست به سنگ قبر من بى گناه بنويسيد اسير سلسله را تازيانه لازم نيست عدو بهانه گرفت و زد و به او گفتم بزن مرا كه يتيم ، بهانه لازم نيست مرا ز ملك جهان گوشه خرابه بس است به بلبلى كه اسير است لانه لازم نيست محبتت خجلم كرده ، عمه دست بدار براى زلف به خون شسته ، شانه لازم نيست به كودكى كه چراغ شبش سر پدر است دگر چراغ به بزم شبانه لازم نيست وجود سوزد از اين شعله تا ابد " ميثم" سرودن غم آن نازدانه لازم نيست
نوشته شده توسط تنها تاريخ یکشنبه 30 دی1386
و ساعت 22:58
|+|
|
|