|
جانی که خلاص از شب هجران تو کردم در روز وصال تو به قربان تو کردم خون بود شرابی که به دوران تو خوردم غم بود نشاطی که به دوران تو کردم تا پرده برافکندم از آن صورت زیبا صاحب نظران را همه حیران تو کردم
نوشته شده توسط تنها تاريخ جمعه 31 شهریور1385
و ساعت 11:16
|+|
|
|