|
عیسی عشق آمد و راهی دگر در گرفت کعبه ی دلدار شد ، سینه سراسر گرفت آتش عشق بر خلیل ، گشت گلستان عشق نوح به دریای عشق ، کشتی ز یاور گرفت خضر بیابان عشق ، تشنه ی میخانه اش از رخ عشقش می ای ، بر کف ساغر گرفت نور محمّد (ص) رسید کوی سلیمان عشق آینه ی عشق زاو ، تابش خاور گرفت موسی عمران عشق ، دید به سینا از او ماه جمال احمد ، جلوه ای دیگر گرفت یوسف کنعان عشق ، بنده ی خال لبش ز عشق احمد توان ، نور ز دلبر گرفت فرمود : به حقّ احمد ، به حقّ آل اطهر توبه ی ما کن قبول ، نور ز حیدر گرفت " تنها " نیاید به هوش ، چون که بود مست عشق
نوشته شده توسط تنها تاريخ دوشنبه 30 مرداد1385
و ساعت 4:30
|+|
|
|