|
مرا فارغ ز دنیا می شناسند مرا مشتاق دریا می شناسند برون از عقل طریق عشق پویم مرا پرشوروغوغا می شناسند خرد مندان که راه عقل جویند مرا در بحر رویا می شناسند ولی دلباختگان کوی دلدار مرادرعشق والا می شناسند زشوق یک نگاهش مست مستم مرا مست وفریبا می شناسند دلم دریای خون است از فراغش مرا از دیده دریا می شناسند ندارم صبر ، ولیکن برد باران مرا با صبر بالا می شناسند زبس می نالم از هجران رویش مرا با نی هم آوا می شناسند شدم آواره ی دشت و بیابان مرامجنون شیدا می شناسند به فریادم برس ای عشق که عشاق مراشیدای رسوامی شناسند پری رویان به رسم مکتب عشق مرا با طبع زیبا می شناسند و مه جویان عاشق از سر لطف مرا جویای رعنا می شناسند بلی فرهاد وشان کشته ی عشق مرا جاوید , فردا می شناسند ادیبان هم به آیین نگارش
مرا درشعر" تنها " می شناسند تنها- 03/05/84
نوشته شده توسط تنها تاريخ یکشنبه 29 آبان1384
و ساعت 8:11
|+|
|
|